۱۳۸۷ آبان ۲۰, دوشنبه

چکیده مقاله علم کلام

نگارش:فاطمه رحيمي
چکیده :
اسلام آیین مبتنی بر مصلحت عقلی است و لزومی ندارد که بحث های اسلامی را دارای منشأ و ریشه ای غیر اسلامی بدانیم. برخورد مسلمانان با مسیحیان، یهودیان، مجوسیان، هندوان و ظهور زنادقه و ورود فلسفه یونان در جهان اسلام، شک و شبهاتی را برانگیخت اما نباید از قرآن و حدیث و نهج البلاغه غفلت کنیم پس ریشه های تفکر کلامی را باید در اسلام جست.
هیچ دین و هیچ مذهبی بی نیاز از علم کلام نیست چون هم باید مبنای عقلی و نظری دین استوار گردد و هم باید شبهات و اشکالات منکرین و مخالفین و آنهایی که ذهن کنجکاو دارند و پیوسته برای آنها سوالاتی مطرح می شود، رفع شود به همین جهت یکی از وجوه تسمیه این علم را قدرت تکلم دانسته اند و کسانی که قدرت بحث و مناظره را داشتند می توانستند پاسخگوی شبهات و اشکالات باشند. یونس بن یعقوب می گود در محضر امام ششم (ع) بودم مردی شامی آمد و خود را صاحب کلام و فقه و فرایض معرفی کرد و اظهار داشت که برای مناظره با اصحاب آن بزرگوار آمده است. حضرت از او پرسید که کلامش از کلام پیامبر (ص) است یا از کلام خودش. آنگاه به یونس می فرماید: اگر خوب سخن می گفتی با او تکلم می کردی سپس امام به یونس دستور می دهد که برود و هر کدام از متکلمان را که دید، با خود بیاورد. اگر علت نامگذاري كلام به حدوث و قدم كلام الهي يا مخلوق و حادث بودن كلام خدا يا قديم بودن آن مربوط باشد ظهور آن مربوط به قرن دوم هجري است اما محتواي آن از آغاز رسالت پيامبر اسلام (ص) مطرح بود زيرا دفاع از اصول اعتقادي و رد شبهه منكران وظيفه پيامبر و امامان و بزرگان دين بوده است .
در پيدايش بحث هاي كلامي مسائل اجتماعي و سياسي تآثير بسياري داشته است . به ويژه ظهور فرقه هاي مختلف در عصر اموي در سرزمين شام در اين مورد دخالت داشته است .البته قرآن و سنت و دعوت پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام به بحث و مناظره با بزرگان اديان و آئين هاي مختلف خودگواه ديگري بر تأكيد به شناخت تعاليم ديني است . سعی مستشرقین بر آن است که آغاز بحث های کلامی را حوزه درس حسن بصری ( 110 ه ) یا کمی قبل از آن بدانند و احیاناً به آن ریشه غربی بدهند اما اولین مسأله کلامی، مسأله جبر و اختیار بوده است بحث درباره جبر و اختیار ، مسأله عدل و ظلم را به دنبال می آورد و این مسأله، بحث حسن و قبح را طرح کرد.
علم کلام دانشی است که به استنباط ، تنظیم ، تبیین معارف و مفهوم دینی پرداخته و بر اساس شیوه های مختلف استدلال اعم از برهان ، جدل ، خطابه گزاره های اعتقادی را اثبات و توجیه می کند و به اعتراض ها و شبهات مخالفان دینی پاسخ می دهد.
مهمترین مباحث کلام اسلامی عبارتست از اثبات وجود خداوند متعال ، بررسی صفات الهی اثبات توحید خداوند سبحان ، مباحث مربوط به افعال الهی از جمله حدوث و قدم عالم ، حدوث و قدم قرآن و کلام الهی ، قضا و قدر علمی و عینی حق تعالی ، جبر و اختیار ، مسایل مربوط به معاد و حیات اخروی ، حسن و قبح عقلی ، قاعده لطف و ...
در میان اهل سنت، ابوالحسن اشعری، کلام اهل سنت را به صورت مکتب فکری خاصی درآورد و سرانجام غزالی و مولوی نیز اشعریت را عرفانی کردند و فخررازی به آن رنگ فلسفی داد .
کلام معتزل از ابتدا هماهنگ با فلسفه و متأثر از افکار یونانیان بود و کلام شیعه هم از آغاز اسلام با الهام از رهنمودهای ائمه بزرگوار شیعه که در کلمات امیرالمومنین و مناظرات امام صادق و امام رضا متجلی شده بود راه رشد و تکامل پیمود.
اهم فرقه هاي كلامي عبارتست از شيعه ، مرجئه ، معتزله ، اشاعره . معتزله و اشاعره ريشه درمرجئه دارند و از مسائل مهم مورد بحث آنان خلافت ،‌جبر و اختيار ، كفر و ايمان بوده است .
شبلی نعمان در کتاب تاریخ علم کلام نوشته است محدثین و فقها فقط با همکیشان خود معاشرت می کردند و وقت آنها به تحقیق در احادیث می گذشت و صدای مخالف به گوششان نمی رسید. معتقدین و پیروان آنها هم اجازه سؤال نداشتند و اگر سؤالی میکردند به آنها می گفتند « الکیفیة مجهول والسؤال بدعة» ولی در قرن هشتم و نهم متکلمین پیدا می شوند که علی رغم اشعری بودن با سعه صدر کامل نظریات فلسفی را ذکر می کنند مانند جلال الدین سیوطی کتاب صون المنطق والکلام عن المنطق والکلام . در این میان کسانی هم بودند که می خواستند با نام کلام جدید فقط دین را عرضه کنند و از تمام استدلالات و انواع تعقّل و تفکر که در متن قرآن آمده چشم بپوشند و فقط بر ذوق و عرفان تکیه کنند . اما اشخاصی مانند شهید مطهری با طرح مباحث کلامی مانند اصول فلسفه و روش رئالیسم که تألیف علامه طباطبایی بود و ایشان شرحی بر آن نوشتند و با کتاب عدل الهی و ردّی بر مارکسیسم به شبهات بسیاری از مادیگرایان پاسخ دادند و اگر کسانی می خواهند کلام جدید را عرضه کنند باید با روح اسلام و متون اصلی آنها هماهنگ باشد

هیچ نظری موجود نیست: