۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

پیدایش منطق و اهمیت آن در فرهنگ و معارف انسانی


ماده درسی: منطق
عنوان درس: پیدایش منطق و اهمیت آن در فرهنگ و معارف انسانی
دوره تحصیلی: متوسطه
پایه تحصیلی: سوم انسانی
مدت جلسه: 30 دقیقه
تهیه کننده: فاطمه رحیمی

زمستان 86
وسایل کمک آموزشی: گچ و تخته- CD آموزشی- کتاب تاریخ فلسفه- منطق صوری یا منطق مظفر
هدف کلی:
پیدایش منطق و اهمیت آن در معارف و فرهنگ انسانی
اهداف جزئی:
1- ظهور متفکران و اندیشمندان در یونان باستان، قرن ششم قبل از میلاد و تاثیر آنان در پیدایش مکتب‌های فکری و فلسفی
2- ظهور سوفسطائیان و نقش آنان در پیدایش منطق
3- تاثیر سه حکیم بزرگ یونانی (سقراط، افلاطون، ارسطو) در مبارزه با سوفسطائیان و نقش آنان در پیدایش منطق و فلسفه
4- تدوین اولین کتاب منطقی توسط ارسطو و تاثیر آن در آشکار ساختن خطاهای فکری سوفسطائیان
5- ظهور متفکران مسلمان از قرن دوم هجری و نقش آنان در بسط و گسترش آثار منطقی
6- تحصیل علم منطق در حوزه‌های علمی اسلامی
7- موضع گیری مغرب زمین نسبت به منطق ارسطو و مخالفین و موافقین منطق ارسطو
اهداف رفتاری
1-1- دانش پژوه باید به سیر تاریخی پیدایش منطق و فلسفه توجه نماید. سیر تحولات قرن ششم قبل از میلاد را درک کند.
2-1- رابطه منطق و فلسفه را نسبت به یکدیگر دریابد و تعریفی اجمالی از این علوم در بین سایر علوم بیابد.
3-1- آشنایی اجمالی با تحولات فکری در دوران مختلف تاریخی قبل از میلاد مسیح، بعد از آن، قبل از اسلام و بعد از اسلام پیدا کند و تحولات تاریخی منطق را دریابد.
1-2- نسبت به سوفسطائیان آشنایی یابد.
2-2- روش بحث آنان را بداند.
3-2- مواردی از استدلال فریبنده آنان را درک کند.
1-3- اهمیت و نقش سقراط را در مبارزه با سوفسطائیان و روش او را به طور اجمال دریابد.
2-3- نقش افلاطون را در نگارش رساله‌های مختلف و اهمیت این آثار را در معرفی سوفسطائیان و سقراط و پیدایش فلسفه دریابد.
3-3- به روش مبارزه ارسطو در تدوین کتاب بسیار مهم منطقی و تاثیر آن در مبارزه با سوفسطائیان پی ببرد.
1-4- با کتاب منطقی ارسطو «ارغنون» آشنا شود.
2-4- تاثیر آن را در مبارزه با مغالطه‌های فکری سوفسطائیان دریابد.
1-5- به نقش ترجمه کتب منطقی و فلسفی در عالم اسلام از قرن دوم هجری پی ببرد.
2-5- با برخی از متفکرین مسلمان در عالم اسلام و تاثیر آنان در ترجمه و تفسیر کتب منطقی پی ببرد.
3-5- کتب منطقی عالم اسلام را با کتاب منطقی ارسطو بتواند مقایسه نماید.
1-6- به تحصیل علم منطق و میزان اهمیت نهادن به این علم در حوزه‌های علمی اسلامی پی ببرد.
2-6- به آموزش منطق قبل از پرداختن به فلسفه در حوزه‌های علمی اسلامی توجه نماید.
3-6- منطق را به عنوان ابزار و وسیله تحصیل سایر دانش‌ها به ویژه فلسفه در نظر بگیرد.
1-7- به رواج علم منطق در حوزه‌های علمی مسیحیت پی ببرد.
2-7- در قرون وسطی تا چه حد به آموزش علم منطق اهمیت می‌دادند.
3-7- دریابد که دوران تجدد چه موضعی در قبال منطق ارسطو داشت.
4-7- برخی از موافقین و مخالفین ارسطو را در مغرب زمین بشناسد و نظرات آنان را به طور اجمال بداند.
آزمون ورودی یا آغازین (5 دقیقه)
از دانش پژوه سوالاتی پرسیده می‌شود تا به اهداف کلی و جزئی درس راهنمایی شود.
1- آیا می‌توانید علومی را نام ببرید که یکی از آنان، پیش نیاز علم دیگری باشد؟
2- آیا تا به حال سوالاتی کلی از خودتان یا دیگران درباره جهان هستی پرسیده‌اید؟
3- تا به حال اتفاق افتاده که برای پاسخ به سوالی دچار خطای فکری شده باشید؟
4- چگونه می‌توانیم از بروز خطاهای فکری جلوگیری نماییم یا لااقل خطاهای خود را به اندک برسانیم؟
5- تا به حال با حکیمان بزرگ یونانی مانند سقراط، افلاطون و ارسطو آشنا شده‌اید؟
6- تا چه حد با فیلسوفان مسلمان و آثار آنها آشنایی دارید؟
7- درباره قرون وسطی و نیز دوران تجدد یا رنسانس تا چه حد آگاهی دارید؟
در مورد پاسخ هر سوال راهنمایی لازم از جانب معلم، ارائه می‌گردد تا دانش‌آموز به پاسخ مناسب نزدیک شود.
حتی می‌توان برای یافتن پاسخ مناسب دانش‌آموزان را به گروه‌هایی تقسیم کرد و سپس یک نفر از آنان پاسخ را ارائه نماید. در این مرحله می‌توانیم دانش‌آموزان را به استفاده از منابع کتابخانه‌ای و یا جستجو در سایت‌های اینترنتی جهت آشنایی با قرون وسطی یا دوره رنسانس و نیز حکیمان بزرگ یونانی و فیلسوفان مسلمان دعوت نماییم زیرا دانش‌آموز باید به استفاده از منابع مختلف و متنوع در گسترش و تقویت سطح اطلاعات خود پی ببرد.
ارائه درس (20 دقیقه)
برای بررسی پیدایش منطق باید به پرسش اساسی‌تری پاسخ دهیم و آن رابطه منطق با فلسفه است. زیرا فهم دقیق و بهتر آغاز منطق به آغاز بحث‌های فلسفی و رابطه این دو دانش با یکدیگر بستگی دارد. در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان علوم را به دو وجه تقسیم نمود.
1- علم آلی یا ابزاری: علومی هستند که مقدمه دانش دیگری محسوب می‌شوند و هدف از آموختن آن علم، راه یافتن به علم دیگری است مثل صرف و نحو عربی یا گرامر انگلیسی که مقدمه و ابزار ادبیات عربی و انگلیسی هستند. منطق نیز به عنوان ابزار و آلتی برای فهم و درک فلسفه محسوب می‌شود و چنانچه بعداً تعریف می‌نماییم حتی منطق ابزاری برای تحصیل همه دانش‌هاست.
2- علم غایی: که هدف آموختن موضوع خاصی است و فی نفسه آموختن خود آن علم هدف و غایت است و پیش نیاز علم دیگری نمی‌باشد.
پیدایش منطق با بررسی سیر تاریخی پیدایش فلسفه توأم است زیرا تاریخچه این دو از یکدیگر جدا نمی‌باشد. قبل از میلاد مسیح انسان متفکر سؤالاتی جزئی از خودش پیرامون امور عالم می‌پرسید مثل علت رعد و برق یا زلزله و .... چیست؟ (در این میان دانش‌آموزان می‌خواهیم سوالاتی جزئی مطرح نمایند تا تفاوت آن را با سوالاتی که بعدا فلسفی می‌خوانیم دریابند) سپس این سوالات شکل کلی‌تری به خود گرفت به طور مثال از اصل عالم یا علت پیدایش آن سوال نمود. در قرن ششم قبل از میلاد در یونان باستان متفکرانی روی کار آمدند از جمله طالس، انکسیمانوس، انکسیمندروس، پارمنیدس .... و سوالاتی کلی مطرح نمودند اما هر یک پاسخی جداگانه به این سوالات دادند از جمله طالس عالم را از آب، انکسیمانوس و انکسیمندروس از هوا و ماده مبهم و پارمنیدس از ماده ثابت و .... پس اختلاف آراء و عقاید پیش آمد. (از دانش‌آموزان می‌توان پرسید که این اختلافات آراء و عقاید به چه امری منجر می‌شود؟) این اختلافات نظر موجب می‌شود که در قرن پنجم قبل از میلاد گروهی روی کار بیایند که این عقیده را بیان نمایند «حال این که اختلاف و تضاد آراء و عقاید وجود دارد پس اساساً حقیقت دست نیافتنی نیست» و هر کس هر طور بیندیشد همان صحیح است فقط باید فن غلبه بر حریف را دریابد یعنی نظر خود را به کرسی بنشاند این گروه که به حقیقت ثابتی معتقد نبودند و یا اصولاً آن را دست نیافتنی می‌دانستند خود را سوفیست (دانشمند) می‌خواندند اما آنقدر در استدلال‌هایشان مردم مخصوصا جوانان را فریب می‌دادند که مغالطه‌کار نامیده شدند و روش بحث آنان به سفطه معروف شد. سوفسطائیان روش بحث خود را شهر به شهر گسترش می‌دادند و در فن سخنوری بسیار متبحر بودند سپس سقراط حکیم که ایشان را پدر حکمت و شهید راه حکمت نیز لقب داده‌اند به مبارزه به آنان برخاست.
(به دانش‌آموزان یادآوری می‌نماییم که درباره سوفسطائیان و تعلیمات آنان و نیز سقراط در کتاب فلسفه مباحثی را در آینده خواهیم داشت)
سقراط سعی داشت حقیقت جویی و خود شناسی را به جوانان تعلیم دهد و آنان را از تعلیمات سوفسطائیان بر حذر دارد.
بعد از او شاگردش افلاطون، رسالت استاد خود را دنبال کرد افلاطون رساله‌های بسیاری از خود به جای نهاده است و آشنایی ما با سقراط و سوفسطائیان به ویژه از طریق آثار این حکیم است. (به طور اجمال دانش‌آموزان را با رساله‌های افلاطون آشنا می‌نماییم).
سپس ارسطو شاگرد افلاطون با نوشتن کتاب ارغنون که به معنای ابزار و وسیله است، خطاهای سوفسطائیان را در استدلال آشکار ساخت. این کتاب دارای اصول و قواعدی است که روش درست اندیشیدن را به ما می‌آموزد و نیز روش انجام استدلال صحیح و تشخیص آن از استدلال نادرست را نشان می‌دهد. و منطق قدیم یا منطق صوری همان منطق ارسطویی است (به دانش‌آموزان می‌توان گوشزد نمود که چون ارسطو به صورت قیاسات بیش از ماده توجه داشت آن را منطق صوری می‌نامند.) و بحث درباره صورت و ماده قیاس در آینده طرح خواهد شد.
در عالم اسلام نیز از قرن دوم هجری که آثار منطقی ارسطو به عربی ترجمه شد دانشمندانی مانند فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسی و قطب الدین رازی به بسط و گسترش منطق ارسطو پرداختند و آثاری به مراتب غنی‌تر و حجیم‌تر از منطق ارسطو تدوین نمودند.
مانند شرح شمسیه و شرح مطالع هر دو از قطب الدین رازی و حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب المنطق تفتازانی ....
(به دانش‌آموزان توصیه می‌شود در مراجعه به کتابخانه‌های معتبر می‌توانند با این آثار آشنایی بسیار اجمالی حاصل نمایند)
در حوزه‌های علمی اسلامی نیز طلبه‌های فاضل تا یک دوره منطق را نخوانده باشند به ویژه حاشیه ملاعبدالله یا شرح شمسیه و منطق منظومه حاج ملاهادی سبزواری، نمی‌توانند به درس فلسفه حضور یابند. زیرا منطق ابزار و وسیله‌ای برای تحصیل منطق و حتی سایر دانش‌هاست (به دانش‌آموزان یادآوری می‌نماییم که هر علمی با تعریف و استدلال سروکار دارد و منطق راه‌های درست تعریف و استدلال نمودن و شرایط آنها را به ما می‌آموزد و این مطالب را در درس‌های آینده کامل‌تر خواهیم خواند)
در مغرب زمین هم در حوزه‌های علمی مسیحیت به ویژه در قرون وسطی اهمیت بسیاری می‌دادند اما در دوران رنسانس از قرن شانزدهم میلادی چون مباحث تجربی رونق یافته بود و به مباحث عقلی توجهی نداشتند افرادی مانند دکارت و بیکن موضع مخالف در برابر آن گرفتند.
(از دانش‌آموزان می‌خواهیم برای آشنایی با متفکران مغرب زمین نیز به کتب تاریخ فلسفه غرب یا استفاده از سایت‌های آموزشی اینترنت مراجعه نمایند.)
در برابر این مخالفین، موافقین منطق ارسطو مانند کانت و لایب نیتس هم نظراتی ابراز داشتند.
(به دانش‌آموزان این نکته باید تفهیم شود که تاریخ تفکر بشر با تغییر و تحولات بسیاری همراه بوده است زمانی مخالفت با استدلال‌های عقلی و گاهی مخالفت با استدلال‌های تجربی، و گاه مخالفت با هر گونه طرز تفکری و به هر حال تفکر بشری سیر تکاملی خود را سیر می‌نماید)
کانت منطق ارسطو را راهنمایی می‌داند که ذهن را در آشکار ساختن عیوب استدلال یاری می‌نماید.
لایت نیتس نیز از فن قیاس و یاری آن در مصون ماندن ذهن از خطا یاد می‌نماید.
برای اینکه دانش‌آموزان با استدلال‌های نادرست و اهمیت بیشتر اصول منطقی در کشف آن آشنا شوند می‌توان مثال‌های متعددی ذکر نمود.
نمونه 1) دیوار موش دارد موش هم گوش دارد پس دیوار گوش دارد ظاهرا صورت استدلال درست است.
نمونه 2) یخ از آب است آب مایع است یخ مایع است.
نمونه 3) جیوه فلز است هر فلزی چکش‌خوار است جیوه چکش‌خوار است.
نمونه 4) در باز است باز پرنده است در پرنده است.
آشنایی با اصول و قواعد منطقی نادرستی این استدلال‌ها و چگونگی تشخیص عیوب آن را به ما نشان می‌دهد مانند شاقول در بنایی که انحراف دیوار را به معمار می‌نمایاند. اصول منطقی نیز عیب استدلال‌ها را که از چه ناحیه‌ای است نشان می‌دهد در درس‌های بعد با این مباحث بیشتر آشنا خواهیم شد.
فعالیت‌های تکمیلی:
دانش‌آموزان را به گروه‌هایی تقسیم نموده و از آنان می‌خواهیم هر گروه درباره استدلال‌های فریبنده مثالی ذکر نمایند. و نیز آنان را با سایت دبیرستان و مباحث موجود در آن دانش‌آموزان را با طرح آشنا می‌نماییم. از CD پشتیبان که قبلا تهیه شده مواردی را که در ارتباط با مباحث درس ارائه شده است به دانش‌آموزان نشان می‌دهیم.
ارزشیابی پایانی: (5 دقیقه)
سوالاتی می‌توان آموخته‌های دانش‌آموزان را ارزیابی نمود.
1- رابطه منطق و فلسفه چگونه است؟
2- قرن ششم قبل از میلاد چه اتفاقی رخ داد؟
3- سوفسطائیان چه زمانی روی کار آمدند و چه نظراتی داشتند؟
4- تاثیر حکیمان بزرگ یونانی را در مبارزه با سوفسطائیان بیان کنید.
5- فیلسوفان مسمان چه موضعی نسبت به منطق ارسطویی گرفتند و چه آثاری پدید آوردند؟
6- موضع حوزه‌های علمی اسلامی را نسبت به منطق ارسطو توضیح دهید.
7- موضعگیری حوزه‌های مسیحیت و اصولا تاثیر منطق را در مغرب زمین بیان کنید.
تعین تکلیف
1- با مراجعه به سایت‌های آموزشی اینترنت تحقیقی تهیه نمایند موضوعات آن شامل 1- سوفسطائیان 2- حکیمان بزرگ یونان باستان 3- فیلسوفان مسلمان و نقش آنان در رشد و گسترش آثار منطقی 4- پیدایش منطق و اهمیت آن
2- با مراجعه به کتابخانه مدرسه و یا در صورت امکان کتابخانه‌های دیگر نام چند اثر منطقی و یا فلسفی با ذکر مولفین آنها را در عالم اسلام بنویسند.
3- به سوالاتی که در ارزشیابی پایانی از دانش‌آموزان پرسیده شد پاسخ‌های مناسب و کامل‌تر بدهند.
4- به صورت گروهی می‌توانند درباره موضوعات تحقیقی خود فعالیت داشته باشند.

بررسی علل افت تحصیلی دانش‌آموزان در دروس فلسفه و منطق


موضوع:
بررسی علل افت تحصیلی دانش‌آموزان در دروس فلسفه و منطق

نگارش:
فاطمه رحیمی
پائیز -86
مقدمه
از واقعیات انکار ناپذیر در مورد دانش‌آموزان پذیرش این نکته است که در بین دانش‌آموزان رشته انسانی تفاوت‌های بسیاری از نظر معدل، میزان استعداد و توانایی و قابلیت‌های ذهنی، سطوح مختلف زندگی، مسائل عاطفی و روحی، روانی، اختلاف در سن و سال، انگیزه و علایق تحصیلی، گرایش‌های مادی گرایانه وجود دارد به طور مثال دانش‌آموزی با معدل 20 و دیگری با معدل 10 در یک کلاس یا در یک رشته مشغول تحصیل می باشند و این اختلافات عمده تأثیر بسیاری حتی در افت تحصیلی دانش‌آموز خواهد داشت نیز اکثر دانش‌آموزانی که غیر حضوری یا در مدارس بزرگسال مشغول به تحصیل هستند، در رشته انسانی تحصیل می‌کنند. از طرف دیگر نقش معلم در تدریس این درس با در نظر گرفتن جنبه‌های روانشناختی و تربیتی لازم و نیز نقش دانش‌آموزان در داشتن علاقه و انگیزه به مباحث تحلیلی با توجه به عادت حفظ مطالبی که در او ایجاد شده را نمی‌توان نادیده گرفت.
در این مقاله اگر چه آمار و ارقام دقیق ذکر شده است اما حاصل تجربیات معلمی است که سالیان متمادی در مدارس مختلف تدریس این درس را بر عهده داشته است، چندین سال پیش علل افت تحصیلی را از زبان خود دانش‌آموزان پیش‌دانشگاهی خواستار شدم که آن موارد نیز به ضمیمه آورده شود.
دلایل افت تحصیلی را می‌توان در 5 حوزه 1- در رابطه با مدرس. 2- در ارتباط با دانش‌آموز 3- کلاس درس، 4- کتاب، 5- ارزشیابی، بررسی نمود.
1- مدرس
1-رشته تدریس وی مرتبط با این درس نباشد ضرورتاً بایستی از مدرسی استفاده شود که در این رشته تخصص داشته باشد.
2- تجربه کافی برای تدریس ندارد. اغلب مشاهده می شود با اینکه مدرس تخصص لازم را دارا است اما به علت عدم تجربه بازدهی مطلوبی را دارا نیست برای اندوختن تجربه با مشارکت در گردهمایی‌ها و یا مشاوره با افراد مجرب و در استفاده از جزوات روش تدریس و نمونه سوالات متنوع می‌تواند تا حدی تجربه لازم را کسب کند.
3- با روش های تدریس فعال آشنایی ندارد در درس فلسفه و منطق که مسائل انتزاعی و اغلب برای دانش‌آموزان خسته کننده است با استفاده از روش های متنوع تدریس مانند تجسمی، فضایی، با رسم اشکال، نمودار، استفاده از خود دانش‌آموز به صورت بسیار فعال و یا دانش‌آموزان با کمک یکدیگر در امر یادگیری می‌توان در بهبود بخشیدن به این مورد نیز کمک نمود.
4- مدرس باید در جلسات اولیه شرایط کلاس و دانش‌آموز را به خوبی بررسی کند و روشی را اتخاذ نماید که مناسب با شرایط مذکور باشد بطور مثال دانش‌آموزان بزرگسال در نوبت عصر یا کسانی که دارای مشغله‌ها و گرفتاری‌های روحی و جسمی هستند علاوه بر روش‌های تدریس عادی باید از روش‌های تربیتی و روانشناختی نیز در تدریس استفاده نماید او باید مانند مشاوری دلسوز ناراحتی‌های روحی و روانی و خانوادگی دانش‌آموز را در نظر بگیرد و راهکارلازم را ارائه نماید.
به یاد می‌آورم مصادیقی از این نوع تدریس را در نواحی طرقبه و ناحیه 7 داشتم با چند جلسه مشاوره و ذکر راهنمایی‌های لازم و ابراز همدردی با آنان توانستم انگیزه و علاقه لازم را برای فراگیری درس در آنها ایجاد نمایم اخیراً مشاورین مدارس با مدرسین هماهنگی لازم را جهت رسیدگی به مشکلات دانش‌آموزان دارند.
پس معلم باید در برخی موارد جهت بهبود کیفیت تحصیل دانش‌آموزان به امور روانشناختی و تربیتی توجه داشته باشد.
از طرف دیگر معلم با دانش‌آموزانی سروکار دارد که بسیار تیز هوش هستند روش تدریس در آن کلاس‌ها روش تقویت هوش دیداری- شنیداری – زبانی – وغیره باید باشد استفاده از تست‌های مفهومی و یا سوألات و یا ارائه تحقیقات و تکالیف متنوع در مورد دانش‌آموزان تیز هوش بسیار مطلوب است.
5- مدرس باید نوع سؤالات امتحانی را در مورد دانش‌آموزان مختلف مطابق با میزان استعدادهای آنها در نظر بگیرد بنا به تجربه دانش‌آموزان بزرگسال یا نوبت عصر و یا کسانی که معدل پایینی را دارا بودند قادر نیستند به سؤالات هماهنگ پاسخ مناسب بدهند گرچه برخی از دانش‌آموزان نمرات بالایی داشته باشند. طرح سؤالات هماهنگ در فلسفه و منطق مشکلات بسیاری را برای دانش‌آموزان با معدل‌های مختلف بوجود می‌آورد.
6- مدرس باید سؤالات مفهومی و تحلیلی و یا جزئی شامل نقطه چین و 4 گزینه‌ای را در کلاس تمرین کند تا دانش‌آموزان در امتحانات نهایی دچار مشکل نشوند
7- تغییر مدرسین در اواسط سال تحصیلی بخصوص در درس‌های فلسفه و منطق پیشرفت دانش‌آموزان را دچار مشکل می‌سازد
8- مدرسین در موقع تصحیح اوراق امتحانی نباید سختگیری بیش از حد نشان دهند.
9-مدرس نباید نمرات مستمر را به دانش‌آموز قبل از اعلام نتایج امتحان نهایی بگوید
10- ارزشیابی از دانش‌آموز به صورت شفاهی و کتبی به طور مداوم در طول سال صورت گیرد.
11- دانش‌آموز را از حفظ مطالب به درک و فهم مفاهیم سوق دهد.
دانش‌آموز
برخی از اموری که در ارتباط با معلم ذکر شد در مورد دانش‌آموز هم صدق می‌کند دانش‌آموزان بخصوص در رشته انسانی باید در سطوح مختلف از نظر معدل و میزان بهره هوشی تقسیم شوند در غیر این صورت صدمات جبران‌ناپذیری از نظر ادامه تحصیل و انتخاب رشته مناسب خواهد داشت.
البته این تقسیم‌بندی بدان معنا نیست که از روش‌های تحلیلی و مفهومی و انجام تحقیق و تمرین فردی در سایر کلاس‌ها استفاده نشود بلکه با طی مراتب مختلف و رفع مشکلات و موانع تربیتی و آموزشی اندک اندک باید از روش‌های فوق بهره جست.
3- دانش‌آموزان رشته ریاضی و تجربی استطاعت ذهنی و آمادگی بیشتری برای فراگیری مطالب فلسفی دارند اگر دروس به آن رشته اختصاص یابد مطلوب است.
4- تشکیل مباحثات دانش‌آموزی که برای این کارمی‌توان برای این کار آنان را به نمازخانه یا فضایی بزرگتر برده و به گروه‌هایی تقسیم کرد و خود بر فعالیت آنان نظارت داشت.
5- تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان باید در سطوح مختلف و از نظر معیارهای گوناگون در نظر گرفته شود بنا به تجارب قبلی تدریس با دانش‌آموزان نمونه و شاهد که معدل بسیار بالایی دارند موفقیت تقریباً کاملی را به همراه دارد و چنانچه قبلاً ذکر شد باید با این دانش‌آموزان ار روش‌های عمیق‌تری مانند تحقیق، تکلیف، تدریس به صورت کنفرانس با نظارت معلم، استفاده از رایانه و ثبت برنامه‌ها در CD و ... استفاده نمود.
6- عدم علاقه و انگیزه در دانش‌آموزان که به ویژه در جلسات اولیه تدریس باید از روش‌های تجسمی و یا تصاویر و نمودار جهت ایجاد علاقه در او استفاده کرد.
7- دانش‌آموزان به روش‌های فضایی و تجسمی و دیداری علاقه بسیاری دارند اگر ذکر مثال‌های گوناگون با این روش‌ها به خود آنان واگذار شود بهتر است.
8- دانش‌آموز باید توانایی‌های خودش را باور داشته باشد و اکثر آنان در رشته انسانی چنین باوری را اصلاً ندارند.
9- دانش‌آموزی که در کلاس معدل بسیار بالایی دارد و آموخته‌ها را به سهولت و سرعت منتقل می‌کند باعث می‌شود در فرد ضعیف بی‌رغبتی نسبت به درس و عدم باور کامل توانایی‌های خودش (واپس زدگی) ایجاد شود.
در این موارد باید از طرف مدرس و مدیریت مدارس راهکار لازم ارائه شود.
کلاس درس
1- تعداد دانش‌آموزان در کلاس بیشتر از حد نصاب باشد.
2- شرایط و امکانات کلاسی مانند فضا و نور و ...... مناسب نباشد.
3- تشکیل کلاس در نوبت عصر و یا شبانه باشد.
4- چنانچه ساعات درس در طول هفته افزایش یابد تأثیر بسیاری در جلوگیری از افت تحصیلی خواهد داشت.
5- در برخی موارد بتوانند از کلاس‌های مجهز به رایانه و تجهیزات دیگر مربوط به آن استفاده نمایند تا از تنوع مطالب درسی و عدم اشاعه محفوظات صرف بهره ببرند.
در رابطه با کتاب درسی
مباحث کتاب درسی برای اولین بار در طول دوران تحصیل دانش‌آموز مطرح می‌شود این تازگی و نامأنوس بودن مباحث کتاب درسی تأثیرات مختلفی بر روی فهم و درک و علاقه و انگیزه دانش‌آموز ایجاد می‌کند. لذا باید با شیوه‌های مختلف ارتباط این درس را با درس‌های دیگر و برخی مباحثی که در علم دیگری مطالعه کرده‌اند را یاد‌آور شد مثل مطالبی که در دین و زندگی و یا علوم اجتماعی و یا تاریخ ذکر شده و می‌توان به تعبیر و شیوه دیگر بحث در این مفاهیم در درس منطق و فلسفه اشاره کرد.
2- تقدم و تأخر برخی مطالب در کتاب درسی مناسب نیست و اغلب ابهاماتی نیز در مباحثی کلی دیده می‌شود که با افزودن و یا حذف برخی مطالب که در نقد و بررسی به آن اشاره شده است می‌توان مشکل را تا حدی رفع کرد و البته نقش تدریس مطلوب و کامل را در این مورد نمی‌توان نادیده گرفت.
3- در طول سالیان متمادی دانش‌آموز رشته انسانی به علت دروس خاص و روش‌های تدریس که عادت به حفظ آموخته‌هایش را در او ایجاد نموده است لازم است که شیوه‌ای مناسبی اتخاذ شود تا درس‌های تحلیلی مانند منطق و فلسفه را به طور صحیح در یابد. این شیوه باید در انسجام مباحث درسی و ارتباط مفهومی و تبین واضح‌تر مطالب درسی در نظر گرفته شود.
ارزشیابی
1- ارزشیابی از این دو درس اگر به طور جداگانه در سال سوم صورت پذیرد بهتر است.
2- سؤالات مفهومی تحلیلی در صورتی طرح شود که با دانش‌آموز کار شده باشد.
3- بارم‌بندی از مطالب درسی اگر حذف شود بهتر است.
4- در تصحیح اوراق سختگیری بیش از حد اعمال نشود مخصوصاً با توجه به مدارس مختلف و دانش‌آموزان با سطوح متفاوت چنانچه قبلاً ذکر شد.
5- نمرات مستمر با دقت منظور شود و از دادن نمرات بالا در صورتی که حاصل تلاش خود دانش‌آموز نباشد خود داری شود
6- ارزشیابی این در س در اواخر امتحانات صورت نگیرد.
مواردی که از جانب دانش‌آموزان عنوان گردیده است.
1- عدم علاقه نسبت به این دروس
2- عدم ارتباط عاطفی و روحی لازم با مدرس
3- کارآیی و کاربرد نداشتن این دروس در زندگی
4- عدم توانایی دروس جهت القای مطالب به نحو مناسب
5- دشواری و غیر قابل فهم بودن بسیاری از مطالب این دروس
6- عدم استفاده معلم از وسایل کمک آموزشی و روش‌های تجسمی
7- طرح این مطلب از جانب معلم که دانش‌آموز رشته انسانی نسبت به تجربی و ریاضی از نظر درک و فهم ضعیف است و این درس برای این رشته مناسب نیست و این مسئله عدم اعتماد به نفس را در ما تقویت می‌کند.
8- دشوار بودن سؤالات امتحانی
9 سختگیری بسیار در تصحیح اوراق امتحانی
10- تازگی این درس نسبت به سایر دروس در سال سوم و سپس پیش‌دانشگاهی
11- قائل شدن تفاوت‌های فردی دربین دانش‌آموزان از جانب معلمین
12-نداشتن انگیزه لازم برای درک مطالب